يكي از تنشهايي كه هم اكنون جامعه امروز ما با آن روبروست، وجود دو نوع نگرش متفاوت سنتي و مـدرن در جامعه نسبت به زندگـي بوده كه به ايجـاد شكاف در بيــن نسـلها منجـر شـده است.
بديهي است كه گذر از سبك زندگي سنتي به مدرن، شيوه جديدي از زندگي به صورت نيمه مدرن- نيمه سنتي را سبب خواهد شد كه نخستين پيامدش بروز نوعي دوگانگي در اجتماع بوده، به طوري كه جامعه در حالي با تفكر مدرن پيش مي رود كه همچنان ساختار سنتياش را هم حفظ كرده است.
نمود چنين مساله اي را در رويكرد نسل امروز به مقوله ازدواج شاهد هستيـم. تا جايي كه جوانان اين روزها، افـزايـش سـن ازدواج را بـه عنـوان يكــي از شيــوههـاي زنـدگــي مــدرن تبليــغ ميكنند. بالا رفتن سن ازدواج در بين دختران و پسران به خصوص در كلان شهرها در حالي امري رايج تلقي مي شود كه هنوز درصدي از مردم اين شيوه را نمـيپذيرنـد. اما افـزايش سـن ازدواج در بين جــوانـان علل مختلفــي دارد و ايــن علل در ميــان دختــران و پســران نيــز متفــاوت است.
يك روانشناس در اين خصوص ميگويد: مهم ترين علت افزايش سن ازدواج در بين مردان، مشكلات اقتصادي و عدم تامين هزينه هاي يك زندگي مشترك است. نارضايتي از شغل و نداشتن در آمد كافي باعث مي شود كه پسران در سنين بالاتر به فكر ازدواج بيفتند. در ايـن ميان پسراني را هــم مـيبينيـم كــه بـا وجـود دارا بـودن هـمـه مقدمـات لازم بــراي ازدواج، بـه دليــل داشتـن تفكــر وســواســي در انتخـاب همسـر، خود به خود سن ازدواج خود را بالا مي برند و ممكن است در جست و جوي همسري ايده آل كه همه شرايط آرماني همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات عاليه و غيره را داشته باشد تا سالها تجرد پيشه كنند.
اما وضعيت در مورد دختران فرق مي كند. اينكارشناس ميگويد: در جامعه ما و به خصوص استان خوزستان كه در مقوله ازدواج هنوز هم تفكر سنتي بر مدرن غلبه دارد، بحث اختلاف سني ميان زن و مرد وجود دارد. متاسفانه اين تفكر وجود دارد كه مردي كه به سن 30 سالگي و بالاتر رسيده و نيز دختري كه در آستانه 30 سالگي و يا حتي 28-27 سالگي قرار دارد، فرصتهاي كمتري براي انتخاب همسـري ايـده آل و مناسب پيـدا مي كند.
جالب آنكه حتي بسياري از مرداني كه ازدواج شان به دلايلي به تاخير افتاده نيز تمايلي به گزينش همسر از بين دختران هم سن وسال خود ندارند. از اين رو حداقل در خوزستان 25-22 سالگي را بهترين سن ازدواج براي دختران مي دانيم.البته از اين نكته هم نبايد غافل شد كه بسياري از دختران به دليل اينكه ممكن است در سنيـن بالاتـر فرصت هاي كمتـري بـراي ازدواج داشته باشنـد، ترجيـح ميدهند در اولين فرصت و در حالي كه آمادگي كافي براي شروع زندگي مشترك ندارند، در سن پايين تري ازدواج كنند.
اما عاليونـد، جامعـهشنـاس و محقـق در تعـريف ازدواج مــيگويــد: انسان در سيـر تكاملـي خود از دوران نــوجوانــي به جوانــي بــه يك احساس دسـت مـييـابـد.
احسـاس همسرگزيني يـا پيــدا كــردن يـك همــدم و مــونـس. اما در تعـريـف جامعـهشنــاســـي، ازدواج يـك شــريــك قــراردادن جنسي مخالف در زندگي است تا اين عمل به منظور تشكيل خانواده و توليد مثل صورت گيرد. فراتر از اين تعريف بايد يادآور شد كه ازدواج يكي از مهمترين تصميمات تمام طول زندگي هر فردي است و زماني بايد اين تصميم گرفته شود كه اطـلاعات و دانستـههاي او و نيز تجـربه و پختگياش در برابر بزرگـي اين تصميـم، زياد باشد.
عاليوند در ادامه ميگويد: در همين چند دهه قبل در خوزستان، دختر و پسر وقتي به سنين 15- 14 ميرسيدند، بزرگترهاي فاميل به تكاپو ميافتادند تا بساط سور عروسي را براي فرزندان خود به راه اندازند. در اين شرايط، دختر يا پسري كه تن به ازدواج ميداد از خود اختياري نداشت و تصميم هاي مهم زندگياش توسط بزرگترهاي فاميل صورت ميگرفت.
تنها در اين چند دهۀ اخير است كه مفهوم نامزدي و شناخت قبل از ازدواج مطرح شده است. در اين مرحله پسري وقتي از دختري خوشش ميآيد با كمك اطرافيان به يك شناخت نسبي ميرسد و بـعـد هـم بــزرگتـرهـاي فـاميـل وارد عـمـل ميشوند.
با وجود چنين تغييرات فرهنگي و اجتماعي هنوز اين سؤال مطرح است كه پسران و دختران در چه سني و تحت چه شرايطـي بايـد اقـدام بـه ازدواج كننـد؟ صـرف نظـر از اينكـه قـديـمهـا ايـن تفكــر وجــود داشت كـه پســران و دختـران بـايـد در سنيـن نـوجــوانــي ازدواج كنـنــد تـا سر به راه شوند بايد گفت زماني وقت مناسب براي ازدواج فرا ميرسد كه فرد از شرايط روحي و رواني مطلوبي جهت انجام اين مهم و بر عهده گرفتن تكاليف و مسئوليتهاي جديد برخوردار شود. يعني كه دختر و پسر از نظر رواني پذيرش فرد ديگري بـه عنـوان همسـر را در كنــار خـود احساس كنند.
امروزه و با گذشت سالهاي متمادي از پيدايش چنين تفكـري كه گفته شد، بسياري از جوانان چـه دختر و چه پسر از چنين قواعـدي پيـروي نميكنند و وقتي كه معيارهاي خود را دست نيافتنــي ديـده، يـا مـوقتــاً دســت از ازدواج مـيكشنـد، يا اينكه تا آخـر عمـر تصميم ميگيرند مجرد بمانند. اين افراد به قول معروف دست به مبارزه منفـي زده و سعـي مي كنند كه بر خلاف جريان آب شنا كنند.
عاليوند اضافه مي كند: يك مثال كلي وجود دارد كه فرزندان اگرچه بنا به ميل خود به دنيا نميآيند اما معمار خانواده آتي خود خواهند شد. معمولا جامعه در اولين تقسيم بندي به چند نهاد تقسيم ميشوند. نهاد خانواده، اقتصاد، دين و علم و آموزش. ولي در اين ميان، نهاد خانواده مهمترين عنصـر شكلگيـري شخصيّت فـرزند در جامعه مي باشــد. وقتــي فرزنــدي در دوران كـودكي و نوجواني اعتمــاد بــه نفـس كافــي را به دست نيـــاورد، در دوران جــوانــي نيـــز آدمـــي سسـت عنصـر خــواهــد شــد. رويـاپــــردازي و بلنـدپـروازي نيــز از وي فـردي ايــدهآليست و مطلوبگرا ميسازد؛ بنابراين در انتخاب همسر آينـده هميشـه به دنبال كاملترين زن يا مــرد ميگردد و همين باعث مي شود كه يا به خواستگاري نرود و يا به خواستگاري جواب منفي بدهد و تا اين افراد به خودشان بيايند كه اي دريغ! عمر از چهل گذشت و ....
اين كارشناس به ديگـر عـوامل نيـز اشاره مي كند و مي گويد: از عوامل فردي كه بگذريم، به عوامل اجتماعي ميرسيم كه متاسفانه برخي از دختران، امروزه ازدواج را امري اقتصادي ميدانند و اين ناشي از همان فرهنگ چشم و هم چشمي است كه دختران هنگام عقد به اصطلاح با زدن سكههاي متعدد، گربه را در حجله مي كشند و اين در واقع از عدم امنيت اقتصادي زن در بعد از شروع ازدواج نشات ميگيرد و همين مساله، ترس از ازدواج بـراي مـردان را نيـز در پـي خـواهـد داشت.
افرادي هم هستندكهچونبراي ازدواج شرايط را مناسب نميبينند، به ادامه تحصيل تا مقاطع بالاتر ميپردازند و سپس به دنبال شغل مناسب ميگردند و اين باعث مي شود كه سن ازدواج در بين دختران و پسران خود به خود بالارود. در هر روي، تأخير غيرمنطقي و بيش از اندازه در امر ازدواجميتواندتبعاتدامنهداري را براي جامعه درپيداشته باشد. از اينرو بجاست كه اين پديده به طور همه جانبهاي مورد ارزيابي و بررسي قرارگرفته و درسطحمسئولانوبرنامهريزانجامعهبرايآنچارهجوييصورتگيرد.
زورگويي نكنيد!
بسياري از روابط انساني به خصوص ميان زن و شوهرها به اين دليل گسسته ميشوند كه يك طرف ميخواهد به طرف ديگر زور بگويد و يا توقع زيادي دارد.
مردم فكر ميكنند كه عشـق بر هر چيـزي پيروز ميشود و همسـرشـان مـيتوانـد عـادات بد خود را بعد از ازدواج ترك كند. امّا عملاً، اين طورنيست.
يك ضربالمثل چيني ميگويد: تغيير شكل دادن يك كوه يا يك رودخانه آسان تر از تغيير دادن شخصيت يك انسان است. آري! دگرگوني آسان نيست.
بنابرايـن، توقـع زيـادي بـراي تغييـر دادن شخصيـت همسـر منـجـر به دلخـوري و ناخوشنـودي ميگردد.
بـه يـاد داشتــه باشيــد! تغييــر دادن خـــود و كمتـر كــردن انتظاراتتــان درد كمتــري دارد.